مروارید کوچولو دخترم خوش اومدی...
دخترم،باسلامتی بالاخره شدی جزء کباب خورا.بعد از ماهها انتظار بالاخره مرواریدت دالی کرد و اومد بیرون.
بگذریم از دو روز تب کردن شما و تا صبح ساعت پنج نخوابیدنت و دور اتاق چرخوندنت توسط من و بابایی مصطفی مهربون ولی هرچی بود خداروشکر مروارید کوچولوت اومد بیرون .البته همراه دندون در آوردنت شما سرما هم خوردی و الهی بمیرم که چقدر اذیت شدی و سخت دندون در آوردی.
من و بابایی هم با یه هفته تاخیر بخاطر امتحانات دایی سبحان بالاخره جشن دندونیتو گرفتیم و به ما که خیلی خوش گذشت امیدوارم به شما ومهموناتم خوش گذشته باشه.
اینم چند تا عکس از شب جشن دندونی شما.
فلش مهمونی و خوش آمدید روی در ورودی.



ریسه مثلثی مخصوص پرنسس ما و مرواریدش.

برگه یادگاری مهمونا و ظروف غذای مهمونی پرنسس ما.

خوشمزه های جشن.



کیک مرغ.


سالاد الویه.

ته چین و ماکارونی و کشک بادمجون و آش دندونی .



صاحبش اومد...

اینم از کیک دندون پارمین ناناچ ما.

هدیه های دندون در آوردن عسیس دل مامان.
کادوی مامان و بابای من

کادوی مامان و بابای بابایی

کادوی خاله نسترن و دادایی جون

کادوی عمه مریمت

کادوی حانیه جون

کادوی فاطمه جون

کادوی دایی احسانت

کادوی دایی سبحانت

کادوی عمو یاسرت

کادوی من و باباتم بعلت کمبود وقت نقد بود وقتی خریداری شد عکسشو برات میذارم عزیز دلم.
دست همگی درد نکنه.


مروارید کوچولو دخترم خوش اومدی...
